تبليغاتX
 آشنای همیشگی

دوستت دارم

 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگی منی
    
                                        دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
 
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
 
                                       دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
 
 دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني 
 
                                        دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
 
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني


 

نوشته شده توسط محمد علی در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 7:16 موضوع | لینک ثابت


بگذارید بچه بمانم


 

نوشته شده توسط محمد علی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 7:31 موضوع | لینک ثابت


بگذار عاشق بمانم...

 
 
اين لحظات زيباي عاشقي را از من نگير! 
 
بگذار عاشق بمانم ، اين قلب عاشق را از من نگير! 
 
دستهاي گرمت را از من جدا نکن ... 
 
بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در اين دنياي بي محبت نکن! 
 
مي خواهم از عشق تو بميرم ... 
 
بگذار بميرم مرا پشيمان از اين عاشق شدن نکن! 
 
خيلي دوستت دارم ، اين کلام مقدس را باور کن ... 
 
از ته دل دوستت دارم ، اين دل عاشقم را تنهايي در اين گرداب زندگي رها نکن! 
 
مي خواهم در کنار تو باشم و با عشق تو زندگي کنم.. 
 
دل من عاشق تو هست ، مرا دلتنگ لحظه ديدار نکن! 
 
دلم ميخواهد تنها براي من باشي و قلبت تنها براي من بتپد ... 
 
قلب من براي تو ، اين قلب بي طاقتم را زير پاهايت له نکن... 
 
اين لحظات زيباي عاشقي را از من نگير 
 
بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روي آتش عشقم نريز! 
 
مرا تنها نگذار و در سيلاب نااميدي رها نکن.... 
 
به خدا خيلي دوستت دارم ، مرا پشيمان از اين عاشق شدن نکن! 
 
تا ابد با من بمان و مرا دوست داشته باش ، مثل آن سنگدلان با ما بي وفايي نکن! 
 
 مجنون اين ليلاي خسته و دلشکسته باش ، اين احساسات عاشقانه ام را پاره پاره نکن!
 


 

نوشته شده توسط محمد علی در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 5:57 موضوع | لینک ثابت


نیمه شعبان بر همگی شما مبارک باد

hamyary.blogfa.com


 

نوشته شده توسط محمد علی در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 6:26 موضوع | لینک ثابت


با تو عوض نمی کنم


 

نوشته شده توسط محمد علی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت


مرغ عرشی

ای شمع خاموش

ای بخت خفته

ای مادرم ای بوستان رفته بر با  د

ای بلبل بی نغمه در چنگال پاییز

ای مرغ عرشی کز پس عمری اسیری

سوی خدا با خاطری شاد

پرواز کردی زین قفس   آزاد    آزاد

جای تو خالی

پنداشتی آن مهرها را بردم از یاد

نه...این افسانه است

هرگز فراموشت نخواهم کرد مادر


 

نوشته شده توسط محمد علی در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت 22:42 موضوع | لینک ثابت


باغبان هستی

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.


 

نوشته شده توسط محمد علی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 18:50 موضوع | لینک ثابت